سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
حقیقت در دنیای مجازی
   1   2   3   4   5   >>   >

از سلمان تا شاهین

 


با توجه به وجود برخی از ایرادات این پست در تاریخ 24 اردیبهشت 91 بازسازی و مجددا با عنوان از سلمان تا شاهین پست شد


در اواسط دهه 60 یک موجود خودشیرین و پلید به نام سلمان انیس رشدی پس از نوشتن تعدادی مقاله و داستان نسبتا توهین آمیز و دشمن پسند و گرفتن جایزه نوبل ادبی در میان سوت و کفهای دشمنان دانا و شبه مسلمانان نادان داستان طنز گونه و هتاکانه آیات شیطانی را نوشت و تیر خلاص را شلیک کرد ، در این لحظات حساس مقدسها که بی خبر بودند و خود را و دینشان را به قضا و قدر سپرده بودند و روشنفکرهای مذهبی هم که تا حالا سکوت کرده بودند این تجاوز آشکار را هم  تحمل کردند تا این چوبی که نرم نرمک وارد گلوی دین شده بود تا ته پیش برود و در میان سوتها و کفها بشریت را خفه کند که ناگهان در این میانه روح خدا وارد کالبد بی جان لحظه ها شد آن پیر جمارانی نعره ای به وسعت همه کره مسکونی خدا سرداد ! مو بر تن کفتارها و روباه ها راست شد ، و کفتار به لانه خزید


اینها کارشان فحاشی است و فحش شعار است ریشه اش در منطق نیست که بشود نقدش کنیم ، فحش های این شکلی به چاشنی یک یا چند هنر شیطانی آراسته می شوند و تنها راه مقابله با فحشهای هنرمندانه کشتن و کشته شدن است


مدتی گذشت شیر غریده بود اما از انتقامی که به لشکری از شیرهای جوان سپرده بود خبری نبود و شیرهای جوان به جای پیدا کردن کفتار و روباه گاه به خوردن عسل معنویت بی دردسر و گاه به لاشه های صحرا کفایت کرده بودند ، کفتار ها و روباه ها که دیگر ماجرا را چندان جدی نمی گرفتند ، آرام آرام از مخفیگاه هایشان بیرون آمدند اما این بار توله های رنگارنگی پس انداخته بودند که دست کمی از خودشان نداشت ، آنها هم مثل والدینشان یواش یواش پیش می آمدند همه کلمه ها را تسخیر می کردند و جایزه می گرفتند قبح و حیا کمرنگ نشان می دادند و جایزه می گرفتند از پائین به بالا می آمدند از پوست شروع می کردند و تا مغز را کرم می انداختند


چند سال پیش موجودی به نام شاهین نجفی در عرصه موسیقی متولد شد و این توله کفتار ماجراجو و جویای نام برای خوشایند عوام کاسه دردها و مشکلات مردم بر سر مددکاران بی نام و نشانشان خرد می کرد تا خودی نشان بدهد دزدهای واقعی را مخفی می کرد و مالباخته ها دزد نشان می داد ، کسی صدایش درنیامد ، سراغ احمدی نژاد رفت کسی صدایش درنیامد ، سراغ ملاها رفت کسی صدایش درنیامد سراغ ولی فقیه رفت کسی صدایش درنیامد ، دیگر مطمئن شد که آخرین پله این نردبام را بالا رفته است از پشت بام شلیک کرد ، تیر خلاص برای شکستن حرمت هادی تیر خلاص برای شکستن حرمت هدایت تیر خلاص برای شکست حرمت علی ابن موسی علیهما سلام 


او چوب زیبایش را در آورده بود عصا موسی آنجا نبود که اژدها بشود و بسوزاند همه تعجب کرده بودند ، دهان فرهنگ باز مانده بود ، چوب وارد دهان فرهنگ شده بود و اهالی فرهنگ داشتند مزه می کرند این آبنبات است یا چوب شور ، چوب کلفت تر و کلفت تر می شد و پیش می رفت این چوب دیگر بیرون نمی امد تا مجال نفس کشیدن باشد


شاهین نجفی را بکشید


و این بار آن مرجع عالیقدر شیعه فتوای فرموده که شاهین نجفی را بکشید احتمال هم دارد برای انجام این کار کشته بشوید اگر کشته شدید که بهشت ابدی در انتظار شماست و اگر کشتید و گریختید جایزه صدهزار دلاری و عزت و احترام در میان شیعیان مولی علی ابن موسی الرضا


و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون


 



کلمات کلیدی : سلمان رشدی، شاهین نجفی، فتوای امام خمینی در مورد رشدی

شما دعا کنید ، انقلاب کنید ، ما جبران(خراب) می کنیم..

نمی دانم اسم خرابکاری هایم را چه بگذارم ؟! جبران دعای فرج مردم ؟! تلافی اشکهای عاشقان ظهور پسر فاطمه ؟! خلاصه ما تلاشمان را می کنیم ؟! به بدی ها نزدیک می شویم و ناگهان پایمان می لغزد ما فقط نزدیک می شویم و فاجعه ها یکی پس از دیگری رخ می دهد ! ما سکوت می کنیم و دشمنان کار خودشان را می کنند ! ما نگاه می کنیم و آنها جنایت می کنند ! ما بی تقصیریم !


رهبرمان از ما استحکام و مردانگی می خواهد و ما مثل موشی در سوراخ می خزیم و برای خوشایند دشمنان ولایت رنگ عوض می کنیم ، به این بدی هم فقط نزدیک می شویم ، می آئیم صورتمان را آنکارد کنیم ناگهان می بینیم چیزی از آن باقی نمانده است و با نورانی ترین صورت ممکن سیاهی لشکر دشمن را بیشتر می کنیم ،


ما وقتی دوستمان برای خوشایندمان یک جک سیاسی غیر منصفانه تعریف می کند توی ذوقش نمی زنیم و فوقش سکوت می کنیم که به خیال ما جواب جاهلان است ، و بی انصافی روز به روز بیشتر می شود و فردا بیشتر از امروز بی انصافی و بد اخلاقی می شود ، ما (چند نفر ) هم آبروی خودمان را می بریم هم آبروی عاشقان انقلابی را


و حالا شما شمائی که در خاورمیانه و اروپا  و آمریکا و شمائی که در بحرین و یمن و مصر و امارات و آذربایجان و اردن و مراکش تکان خورده اید با احتیاط حرکت کنید مبادا ترسوهائی مثل من زیر پایتان را خالی کنند ...



کلمات کلیدی : بیداری اسلامی، بیداری مستضعفین جهان، مسائل اخلاقی

خذعبلاتی دیگر

سلام دوستان / با خذعبلاتی دیگر از شبکه شایعه پراکنی BBC در خدمت شما هستیم


دیشب ایشون در قسمتی از برنامه (شصت دقیقه) اعلان فرمودند که بانک مرکزی جمهوری اسلامی از بانکهای دیگه پول گرفته تا کسری ها رو جبران کنه حالا مطبلوب است محاسبه مقادیر زیر  :


1 - مقدار حماقت بانک مرکزی که به جای پول ندادن به بانکها تصمیم گرفته از بانکهای دیگه پول جمع آوری کنه ؟!


2 - در صورت تمایل دولت به کم کردن نقدینگی پیدا کنید میزان حماقت دولت را به خاطر کاهش روزافزون ارزش پول در برابر کالا و وجود روزافزون نقدینقی در میان مردم که منجر به این امر گردیده است .


3 - در صورت نیاز بانک مرکزی یا دولت به پول مطلوب است محاسبه میزان بلاهت مسئولان این بانک (با توجه به عدم یا وجود بند 1) در مورد اینکه چرا به جای چاپ پول پول قرض می کنند و ...


تا محاسباتی دیگر و زنگ ریاضیاتی دیگر شما را به خدا می سپاریم



کلمات کلیدی :

از سیزده فروردین (پوریم) تا هولوکاست از نگاهی دیگر

 


تذکر : این مقاله در پی تخریب کلیمیان و یهودیان نبوده و در تمام آن به جدائی صهیونیسم از یهود تاکید شده است (حقیقت در دنیای مجازی)


تحصن دانشجویان در مقابل ارامگاه استر و مردخای جنایتکار


 


ادامه مطلب...



کلمات کلیدی : پوریم، سیزده بدر، سیزده فروردین، هولوکاست، هالوکاست، جنگ جهانی، صهیونیسم، قتل عام

جای خالی پدربزرگها

 


امروز حال غریبی داشتم ، اولین نوروزی بود که دیگر پدربزرگ نداشتم ، دیشب فقط یک مادربزرگ عصا به دست چراغ خانه پدربزرگ را روشن نگه داشته بود در و دیوار خانه پدربزرگ (بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم .... ) را نجوا می کرد


از میان دوپدربزرگم پدرمادرم که جوانتر بود مهر 87 با بیماری مرگبار سرطان به رحمت خدا رفته بود و پارسال (سال 1390) در میانه میهمانی خدا نوبت پدر پدر بود که به ملاقات صاحبخانه برود / پدربزرگ بار و بندیلش را برای سفر بسته بود اما نه برای سفر قیامت که برای اولین سفر حجش ، اما به زمزم نرسیده دو ماه زودتر لبیک اللهم لبیک را با جانش زمزمه کرد 


کجائید پدربزرگها ؟! کجائی جلیل صادقپور؟! کجائی اسمائیل شاهزاده رحیمی ؟! که امروز جایتان جالیست !


بیا تا قدر یکدیگر بدانیم


که تا آخر به یکدیگر نمانیم


و تو که تازه رفته ای و نبودنت نوروز امسال اشک از چشمم سرازیر کرد به قول خودت (خدا ناصر) پدربزرگ ....


نشسته از راست جلیل صادقپور و اسمائیل شاهزاده رحیمی



کلمات کلیدی : پدربزرگ
   1   2   3   4   5   >>   >