سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
 
کلبه آزاد اندیشی Hovel of free mind
نمیدونم چرا هر جا حرف از آزادی اندیشه شد همه فکرشون رفت سراغ آزادی بیان اما مساله اینه که همه دارند حرف می زنند اما هیچ کس نمی تونه درست فکر کنه....
درباره وبلاگ


سه شنبه 95 اردیبهشت 28 :: 12:8 عصر ::  نویسنده : رحیمی

 

سلام بر دوستانی که در این مدتی که بنده نبودم به این وبگاه سر می زدند و سلام بر دوستانی که برای اولین بار این وبگاه رو مشاهده می کنند حقیقت اینه که حدود بیشتر از دو سال هست که یک همه گیری و اپیدمی در کشور اتفاق افتاده که اکثریت مطلق کاربران اینترنت به شبکه های اجتماعی ازقبیل تلگرام منتقل شدند و خود من هم جزو قربانیان این اپیدمی بوده و هنوز هم هستم تلگرامی که بایگانی نداره و مطالبش برای همه قابل سرچ نیست و مهمتر از همه اینکه همه ی اون متعلق به یک نفر هست که اگه اراده کنه میتونه در یک شب همه ی نوشته های شما رو به خاکستر تبدیل کنه 

روزهائی که همه ی ما در اینترنت وبلاگ داشتیم منطقی تر می نوشتیم صفحه مال خودمون بود بایگانی داشتیم به مطالبی که شهریور چند سال پیش نوشته بودیم یا دوستانمون نوشته بودند دسترسی داشتیم وقتی سرچ میکردیم وسعت بیشتری در مطالب بود 

اما امروز به جز چند سایت که اونها هم همگی کانالی در تلگرام دارند کسی در وبلاگش مطلبی نمی نویسه آیا این خطرناک نیست؟!

یادمه وقتی میخواستم در مورد فلان شهر محله روستا یا شخصیت جستجو کنیم مطالب مستقیم در دسترس ما بود مطالبی که اهالی اون شهر و روستا یا محله یا خود اون شخص در یکی از سرویسهای متعدد وبلاگ نوشته بود اما حالا شما مثلا اگه در گروه مرزن آبادی ها عضو نباشید دسترسی به اطلاعات مستقیم و مستمر و افراد اون شهر ندارید ...

اما در مقابل در شبکه های اجتماعی فرصتهائی هم هست که جای دیگه نیست و اون اینکه همه می تونند بنویستند و مخصوصا با امنیت نسبی که در حفظ اطلاعات شخصی و هویتی در تلگرام هست دیگه هیچ کسی نمی تونه ادعا کنه که تریبونی برای بیان حرفاش نداره هرچند هیچ گاه عدالتی در تریبون بیان حرفها وجود نداشته یکی با پولی که داره کانال چند صد هزار نفری میخره و یکی هنوز در پس کوچه اول هست یکی برای حرفش میتونه با امکانات دولتی یک فیلم قوی بسازه و یکی باید اونقدر تایپ کنه که انگشتهاش زخمی بشه هرچند قبلا همین امکان هم وجود نداشت

بالاخره تلگرام هم فرصت هست و هم تهدید فرصت هست برای گفتن و شنیدن و تهدید هست برای فکرهائی که زود تسلیم شایعات و جوسازی ها می شوند فرصت هست برای با هم بودن و و با پیامهای سیل آسا و بی موقع تهدید هست برای برنامه ریزی فرصت هست هم برای تفکر و هم برای تعصب و تفرقه و شایعه پردازی 

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا




موضوع مطلب : تلگرام, وبلاگ نویسی, مطالعه, آزادی بیان
یکشنبه 94 اسفند 2 :: 10:53 صبح ::  نویسنده : رحیمی

 

ما وظیفه داشتیم خیانت کنیم!

در بعضی جاها توانستیم

در بعضی جاها نه

وظیفه داشتیم پنجاه سال در کمال افتخار پراید و پژو مونتاژ کنیم

وظیفه داشتیم مردممان را برای همیشه در صف کوپن و سبد کالا به خط کنیم

وظیفه داشتیم به جای گوسفند، گوسفند بودن را شبیه سازی کنیم

وظیفه داشتیم برد موشکهایمان از سه کیلومتر سال 57 بالاتر نرود

وظیفه داشتیم فقط اسم نانوتکنولوژی را بلد باشیم

وظیفه داشتیم سلولهای بنیادی را در حد اسم انگلیسی اش بلد باشیم

وظیفه داشتیم مثل آن سالهای پر افتخار از هند و ویتنام دکتر وارد کنیم

وظیفه داشتیم از مسلمان بودنمان خجالت بکشیم تا ریا نشود

وظیفه داشتیم مثل کشورهایی که تحریم نیستند برای دریافت کمک های بشردوستانه ایالات متحده کاپیتالاسیون داشته باشیم

سازمان هوا و فضا را تعطیل کردیم صنایع هسته ای را با سایتهای تدریس کتابهای هسته ای عوض کردیم خودرو و هواپیماهای لوکس خریدیم تا راهی را برویم که عربستان سعودی پنجاه سال پیش رفته بود

جایت خالی اعلی حضرت همایونی محدرضاشاه جایت خالی آریامهر این روحانی ها بلد نیستند چکمه های آمریکایی ها را درست لیس بزنند تا آنها بیشتر با ما دوست باشند اینها حتی می ترسند با رئیس جمهور آمریکا دست بدهند و بعدش میگویند تصادفی بود اینها بلد نیستند، کاش خودت بودی و واردات تکنولوژی را یادشان می دادی که فکر نکنند که آنها هم می توانند روزی مثل ژاپن شوند ژاپنی ها سال  1971 میتسوبشی شان را به آمریکا صادر کردند و ما هم حدودا همان سالها 1968 مونتاژ پیکان را شروع کردیم اگر خودت بودی هواپیماهایی که خریده بوده فورا می دادند نه اینکه بعد از چهل سال بخشی از پولش را بدهند

راستی تبریک

تبریک به همه ی عاشقان غرب

یک افتخار بزرگ

ایرباس A350  دو ساعت در فرودگاه امام فرود آمد تا همه با آن عکس یادگاری بگیرند تا برای پنج سال بعد که احتمالا هواپیماها را تحویل می گیریم آمادگی داشته باشیم و یک وقت ذوق مرگ نشویم و (سوپر،سورپرایز) نشویم یا یک وقت مقدار سروتونین در رگهایمان اُوردوز نشود اقلا صبر کنیم به همان سبکی که ایرباسهای مالزی سقوط می کنند با کلاس بمیریم نه اینکه از شدت خوشحالی سکته کنیم یا اقلا به سبک همان هواپیمای مسافربریمان که کاپتان راجرز زحمت ساقط  کردن و منفجر کردنش را کشید سقوط کنیم تا شاید اقلا مدالی به کلکسیون افتخارات یک فرمانده نظامی آمریکا اضافه شود

خوشحالی این افتخار را هم میگذاریم کنار لیست سایر افتخاراتمان، کنار لیست نامزدهای بی بی سی برای خبرگان! جریمه کرسنت، جشنهای بعد از ژنو و لوزان و وین خوشحالی این افتخارات را بگذاریم بالای مزار مرحومان سبد کالا، شهدای مکه و منا، انفجار سفارتمان در لبنان توسط آل یهود ،تجاوز در فرودگاه عربستان، بازداشت طولانی معلمان مدارس ایرانی در امارات، ورود افتخارآمیز بازیکان تیم ملی مان بعد از سه روز معطلی به گوام، قدم زدن با کری، دست دادن با اوباما، وام خرید خودرو، قرارداد پژو، این افتخار را بگذاریم کنار انجام وظیفه مان برای سقوط ازاد قیمت نفت با همکاری دولتهای عربی و حراج نفت برای اروپا چند دلار زیر قیمت ؛ کنار یک سال صندلی خالی نماینده کشورمان در سازمان ملل ، سیمان های جا خوش کرده در قلب راکتورها، سیب زمینی های دفن شده، اشک پیاز! تدبیر ظریف برای حل مشکلات منطقه با همکاری ترکیه و عربستان! بگذاریم کنار تعطیلی مسکن مهر بگذاریم کنار برجام دو قبل از برجام نافرجام یک، بگذاریم کنار تحریم های جدید و تحریم های تعلیق نشده به بهانه حقوق بشر و تروریسم و .. بگذاریم کنار تعطیلی 30 درصد شرکتهای صنعتی مان بعد از امضای برجام و آغاز تعلیق بعضی از تحریم ها.   

با شعار طرح تحول صد روزه آمدند و رکود روی رکود را پیش پایمان گذاشتند با وعده های بیشمار آمدند و قرارداد بهبود وضع کشور بعد از بیست سال اعتمادسازی برای تحقیر بیشتر را پیش پایمان گذاشتند

تا عصایش، دست از پرواز می باید کشید

 

بخت بد بین از اجل هم ناز می باید کشید




موضوع مطلب : قاجار, برجام, ایرباس, پهلوی, تحریم, فناوری
شنبه 94 دی 26 :: 2:30 عصر ::  نویسنده : رحیمی

 ____________________________

 

قسم به روح خدا و اشاره های ولی

به دست #رهبر_مستضعفان به نام علی

 

قسم به آه #فقیران_سختکوش_جهان

ز هر #نژاد و #زبان و به هر مکان و زمان

 

 

قسم به خون شهیدان کربلایی عشق

به خیل و وسعت #قربانی _منائی عشق

 

قسم به غربت #ادواردو #آنیلی نیز

که پشت پا زده بر (ثروت رُم)، (آبِ ونیز)

 

قسم به #مروه ی #شربینی آن شهید حجاب

قسم به معجر #اسرا به #عابد بی تاب

 

 

قسم به #زاک_زاکی آن مرد عاشق قدیس

به خون سرخ و جمال سیاه #مالکوم_ایکس

 

 

به بازگشت #راشل پشت گامهای #مسیح

که گشته خانه صهیون خراب از این تلمیح

 

به خون #شیخ_نمر زیر آفتاب #حجاز

که میرسد به دل از کشتگان عشق آواز

 

قسم به #سید_حسن_آیت ، آن شهید غریب

که گشته کاخ #ماسونها ز خون او تخریب

 

به #باهنر به #رجایی #دیالمه #دهقان

به خون سرخ #بهشتی به عزت قرآن

 

 

 

 

به #لاجوردی خونین گوشه ی بازار

که فاش کرده علیه منافقان اسرار

 

 

به خون سرخ شهیدان هسته ای وطن

#علیمحمدی و #شهریاری و #روشن

 

 

به #باکری و به #همت به #لشکر خوبان

به صد هزار شهید خدائی ایران

 

قسم به خیل شهیدان خاندان #حکیم

قسم به #باقر و #موسی به #صدر های عظیم

 

 

 

قسم به علم و حیا و سخاوت #چمران

به گریه در دل سنگر ، تلاوت قرآن

 

قسم به ترکش و قطع نخاع و جانبازی

قنوت و دست جدای حسین #خرازی

 

قسم به جوخه ی اعدام و سینه ی #نواب

به عالمان شهیدِ فتاده در محراب

 

 

به صبحگاه #دوکوهه ، به درد و صبر از رنج

غروب دشت #شلمچه ، به کربلای پنج

 

قسم به #سید_حسن شیرمرد #حزب_الله

به جنگ سی و سه روزه ، نبرد حزب الله

 

قسم به حنجر حجاج خونی مکه

به رمل های روان و به مقتل #فکه

 

قسم به #باکری و #باقری و #زین الدین

به غرش #نهم_دی به فتنه ی رنگین

 

قسم به تنگه ی #مرصاد و عقده از #صیاد

به غربت اسرا و شکنجه و فریاد

 

قسم به روح هنر از نگاه #آوینی

به جنگ معتقدان ضد رنگ بی دینی

 

قسم به قدرت خون در برابر شمشیر

به یک پدر که نیامد پسر ، و شد او پیر

 

به مادر سه شهیدی که خم نکرد ابرو

به تکه تکه شدن در مصاف رو در رو

 

به دست خالی رزمنده ای که می جنگید

به آن جنازه که با چشم باز می خندید

 

قسم به خون #خلیلی شهید راه حیا

به ندبه و به کمیل و زیارت و به دعا

 

#به_آه_و_ناله_مستضعفان_بدهکاریم

#به_خون_سرخ_شهیدانمان_بدهکاریم

 

خدای من به رسول و علی اعلایت

خدا به پهلوی خونین و روی زهرایت

خدای من به جگرهای مجتبی سوگند

تورا به خون حسین و به کربلا سوگند

کمی خجالت ما را ز خویش کمتر کن

ز عاشقان شهادت_نصیب ِ بی سر کن

 




موضوع مطلب : شهدا, شعر, شهید آیت, شهید آنیلی, شهید آیت الله نمر
یکشنبه 94 آذر 22 :: 10:5 صبح ::  نویسنده : رحیمی

هر چه جلوتر می رویم بیشتر باور میکنم عمق فتنه را بیشتر باور میکنم ناتوانی بندگان در پس زدن مشیت الهی را ، و آنانی که مار خورده اند و اکنون اژدها شده اند و شاید طلبکارتر از همیشه و  منتظر عصای موسی گویا ام فضل و جعده و طلحه و زبیر و آن زن شترسوار گویا پسر نوح و زن لوط گویا سامری و سامری زاده گان همه و همه در زیر بیرق ابلیس جمع شده اند شاید بالاتر از تمام شعبده هایشان آنها هم معجزه ای بکنند در مقابل تو که میراث دار تمام انبیائی، بیا که دیگر طاقت عاشقانت طاق شده! ، آری خواهد شد آنچه خواهد شد اما شاید کلمات من در حد قطره هایی که آن پرنده بر آتش ابراهیم می ریخت موثر باشد، می نویسم در یک گوشه ای از عالم بحران زده امروز، شاید فردا دیگر نتوانم بنویسم شاید فردا من نیز مثل قلم آن نویسنده زیر خروارها خاک خفته باشم شاید فردا من نیز مثل زبان آن آتشین آن شاعر مرگ بگیرم شاید امروز آخرین فرصت نوشتنم باشد می نویسم به یاد خشاب آن رزمنده در محاصره ای که در خط مقدم دفاع از حرم خالی میشود، اما خشاب دل من پر است و حتی اگر خشاب بشکند پرتر می شود مشکل اسلحه زنگ زده ای است که سالهاست به خاک خوردن عادت کرده و خاک ای آخرین خوراک من ای تو که حتی زمین خوارها را در خود خواهی بلعید کمی دیگر ناشکیبایی ات را نگهدار ، بی شک وقت زیادی نمانده تا اذا زلزلت الارض زلزالها

 

 




موضوع مطلب : فتنه, ادبی
شنبه 94 مرداد 10 :: 11:4 صبح ::  نویسنده : رحیمی

طرح ساماندهی قبور شهدا

 

جمعه ای که گذشت به مزار شهدای شهرمان رفته بودم زیارتگاهی که اینبار متفاوت از همیشه بود تصاویر شهدا از حجره ها جمع شده و پی بتون دورادور قبور مطهر شهدا که در مرکز مزارستان شهرمان قرارداد ریخته شده بود با دیدن وضعیت حیرت زده به سراغ یکی از دوستان که پاسدار و برادر دو شهید می باشد رفتم و با تعجب از وضعیت قبور مطهر شهدا سوال کردم اما پاسخ این برادر شهید چنان پتکی بر سرم فرود آمد وی در توضیح وضع فعلی گفت که این طرحی است از بنیاد شهید که در چندین شهر اجرا شده و قرار است ضمن جمع آوری تصاویر شهدا از فراز این روضه های منور تمام قبور یکدست به صورت سنگ شده و دورادور قبور مطهر شهدا نوعی حصار ایجاد شود اما بنده با این طرح مخالفم چون تاثیر تمثال شهدا بر دلهای همشهریان و اثر چهره ی پاک اینان بر قلوب کجا و تعدادی سنگ حصار کشی شده کجا تا دیروز تصویر شهید رسولی فرمانده یکی از گردانهای لشکر عاشورا با بسیجی نوجوان شهید 13 ساله اش احد بالازاده و قرآن جیبی و اثری از خاطرات شهید در  حجره اینجا بود و اکنون فقط قرار است یک تکه سنگ سیاه اینجا باشد

بعد از خداحافظی با آن برادر شهید با خود می اندیشم واقعا آیا اینکار چه قدر میتواند سازنده باشد آیا صرفا با جدا کردن قبور شهدا از سایرین میتوان دین خود را به شهدا ادا کرد و آیا باصرف هزینه های اضافی و دیوار کشی به دور مزار شهدا و خارج کردن قبور مطهر و چهره های ایشان از دسترس چشمهای رهگذاران قبرستانها یک اقدام فرهنگی صورت میگیرد؟!

اینجاست که یک نگرانی ما دلواپسها را رها نمی کند 

نکند سیاستهای غلط بعضی از دولتمردان و اصلاح طلبان مانند استاندار یزد در قبال شهدا به بنیاد شهید هم سرایت کرده باشد.

نکند دولت واقعا شهدا را رقیب خود می پندارد و بعد از مراسم بازگشت و تشیع پرشور و حماسی غواصان شهید که به نوعی به تطاهرات انتقادی مردم تهران و سایر نقاط از مذاکرات تبدیل شد افرادی در بدنه دولت به فکر انتقام گرفتن و محو چهره ی شهدا افتاده اند که اگر اینچنین است نکنند این کار را که وجه شهید به وجه الله پیوسته است و کل شئٍ فان و یبقی وجه ربک ذولجلال والاکرام و وجه شهید فناناپذیر و حذف ناشدنی است و نهایتا میتوانند مثل چهره مطهر شهید دکتر سید حسن آیت 28 سال آن را سانسور کنند اما آفتاب هرگز در پشت ابر باقی نخواهد ماند و چهره شهدا همیشه یادآور مقاومت در برابر قلداران و جهان کفر و نفاق خواهد بود.

جناب آقای رئیس جمهور قطعا دلسوزان اسلام و ایران و خط سرخ شهادت و مقاومت و ایثار شخص جنابعالی را به عنوان یک فرد روحانی و متدین و بالاترین مقام اجرایی کشور مسئول اقدامات اصلی، فراگیر و برجسته  و البته نه اقدام خرد و جزئی و گوشه ای تمامی سازمانها و وزارت تحت امرتان می دانند و از جنابعالی انتطار دارند در این گونه موارد مداخله و از این گونه اقدامات کوته بینانه و خسارتبار و حیف و میل بیت المال جلوگیری کنید.




موضوع مطلب :
1   2   3   >   
پیوندها
لوگو

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 268
  • بازدید دیروز: 482
  • کل بازدیدها: 491008