سفارش تبلیغ
طراحی فروشگاه اینترنتی
طراحی فروشگاه اینترنتی
هرگاه آدمی خوراکش را کم کند، درون شپر نور گردد [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
ادبی ، اشعار کافشین ، فتنه ، دشمن شناسی ، سیاسی ، تحلیل سیاسی ، آخرالزمان و ظهور ، یمن ، قرن پانزده ، پاسخ به شبهات ، سبک زندگی ، روحانی ، شعر معاصر ، شعر و اشعار بزرگان ، فراماسونری ( فریموسونها ) و کابالیستها ایلومیناتی و اربابان جهان ، شهدا ، رسانه ها ، خبر ، اهل بیت ، تروریسم آمریکائی ، مناسبتها ، علائم ظهور ، آذربایجان ، شعر سیاسی ، شعر انتظار ، شعر و غزل معاصر ، اجتماعی ، احمدی نژاد ، امام حسین ، جنایات وهابیت ، دنیای وارونه ، اقتصادی ، تقلب سبز ، تحریم ، انتخابات ، طنز ، مهربانی ، ولایت ، بیداری اسلامی ، تاریخ ایران ، انقلاب اسلامی ، آشنائی با وهابیت و آل سعود ، شعر اجتماعی ، ولایت فقیه ، موسوی ، فوتبال ، عجایب عدد 7 ، عصر ظهور ، عکس و تصویر ، غزل ، مذاکره با آمریکا ، مرثیه ، شایعه ، سوریه ، دیکتاتوری ، داستان ، آزادی بیان ، آذربایجان تورکلری ( ترکهای آذربایجان ) ، استاد پناهیان ، امام خمینی ، پناهیان ، برجام ، امروز ، جنبش سبزک ، شعر ، مصداق شناسی ملاحم و علائم ظهور ، معصومین ، مبارزه با طاغوت ، مدح معصومین ، هاشمی ، مثنوی ، منتظری ، مشائی ، شیعه ، ظریف ، فتنه گران ، شاهین نجفی ، سینما ، شهید شهدا و شهادت ، پهلوی ، امام حسین علیه السلام ، اسلام آمریکایی ، آذربایجان سر ایران ، SMS اس ام اس پیامک ، FATF ، آزادی ، CFT ، تقلب ، شعر و ادب فارسی ، جنبش 99 درصدی ضد سرمایه داری تسخیر وال استریت ، جنبش سبزک ، جریان انحرافی ، جک ، طنز و کاریکاتور ، دجال ، دجال فراماسونری ( فریموسونها ) و کابالیستها ایلومیناتی و اربابان ، دفاع مقدس ، ظهور ، مذاکرات ، نقی ، ولایت شیطان و ولایت الله ، واژگان اشتباه ، هنر ، هولوکاست ، کابالیستها ، کشاورزی ، کردستان ، وهابیت ، نماز ، منوچهر فریدون ، مهدویت ، نخست وزیر امام ، مافیای صهیونیستی ، عکس و پوستر ، مشایی ، شیهد حسن آیت ، غزه ، شورای نگهبان ، عکس و تصویر ، فتنه های قومی ، فتنه98 ، فوتبال حرفه ای ، خیزش و انقلاب مردم در کشورهای عربی اسلامی ، دستگیری عبدالمالک ریگی ، دروغ ، جندالتوحید ، حجاب ، حقوق بشر ، شعر سپید ، شهادت ، دانلود ، سنی ، سیزده بدر ، رمضان ، سازش ، سلمان رشدی ، پزشکی ، ترامپ ، پوریم ، پیامبر خاتم ، بودجه فرهنگی ، بهار ، بررسی فیلم ، امام علی النقی علیه السلام ، انتخابات ، انقلاب حسینی ، انقلاب شناسی ، اهانت به پیامبر اسلام ، انتظار ، انتظار و امام زمان ، اسلام ، استقلال ، آیت الله حجت الاسلام والمسلمین اکبر هاشمی بهرمانی رفسنجانی ، ارزشی و غیر ارزشی ، اشتباهات سنتی ، افراط ، افزایش قیمت بنزین ، آشوب ، آمریکا ، آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند ، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی ، آزادی زنان ، آزادی و فتح خرمشهر ، اختیار ، اخلاق ، آگهی کار ، آل سعود ، آل یهود ، آلودگی هوا ، آزادی اندیشه آزاد اندیشی آزادی افسادطلبان ، Guido ، IRIB ، UFO بشقاب پرنده ، Venezuela ، آخرالزمان ، آریائی ، #شهادت_پیامبر ، 12 تیر ، 16 آذر ، 2018 ، 2030 ، 22 بهمن ، 9 دی ، 96 ، BBC Persian ، افزایش قیمت دلار ، افسادطلبان ، اقتصاد ، امام خامنه ای ، الپهلوی ، امام ، افزایش قیمت ، افزایش قیمت برق ، اعتراضات ، اعترضات ، اعتصاب غذا ، اس ام اس SMS ، آیت الله مصباح یزدی ، آیسان احتشامی ، ارابه مرگ ، اربعین ، ارتباط بنزین و دلار ، ارتباط کابالا با اجنه ، اردن ، استهلال و رویت هلال ماه شوال ، استاد رحیم پور ازغدی ، استخدام ، استخدام منشی ، انجمن حجتیه ، انرژی تاریک ، انرژی هسته ای ، انفجار اطلاعات ، انقلاب ، اهر ورزقان ، انتخابات آزاد ، انتخابات دوم اسفند ، انتخابات ریاست جمهوری ، انتخابات مجلس نهم ، امام مهدی ، امر به معروف ، امام علی النقی الهادی ، امام علی النقی علیه السلام ، بقایی ، بن سلاخ ، بنزین ، بنزین روحانی ، به جهنم ، ایران ، ایرباس ، بازار ارز،جنگ روانی ، بازتاب ، بحران ، بهبهان ، پاسخی برای شعر خریت مثنوی الاغ ، پدربزرگ ، پراید ، پیراهن عثمان ، پینوکیو ، تاریخ اسلام ، پوریم هخامنشیان اشکانیان و پارتها ، تاریخچه مجاهدین خلق ، تاریخی ، تجاوز ، تجملات ، تحریم سپاه ، تحریم گوگل ، تحریم نفتی ، تحریم کاتسا ، ترس ، ترس در کودکان ، ترنس ، تروریسم ، ترکمنستان ، تصرف ، تظاهرات ، تعطیلی بازار ، تفرقه ، تفریط ، بیداری مستضعفین جهان ، تلگرام ، جام جهانی فوتبال 2010 آفریقای جنوبی ، جانباز ، جدائی دین و سیاست ، جذب در ادارات دولتی ، سناریو ، سناریوی قتل ندا آقا سلطان ، سنگسار ثریا ، ساسانیان غزنویان سامانیان ، سالهای مشروطه ، سانچی ، سایه جنگ ، سحر خدایاری ، سخنرانی ، سربازان ظهور ، سرخپوست ، سریال حضرت یوسف ، سعدی ، سفیانی احتمالی و ملک عبدالله دوم پادشاه اردن ، روانشاسی ، روانشناسی ، رفسنجانی ، رفع حصر ، دین و سیاست ، دکتر روازاده ، رایگان ، ربا ، رد صلاحیت ، رژیم حقوقی دریای خزر ، روسیه ، روشهای بحث منطقی ، روضه ، ریف دمشق ، زلزله زده گان ، زلزله کرمانشاه ، زیارت اربعین ، سیزده فروردین ، سید حسن خمینی ، سهم ایران از دریای خزر ، سیاست بین الملل ، شعر حافظ ، سکسی ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :432
بازدید دیروز :371
کل بازدید :912261
تعداد کل یاداشته ها : 651
99/9/11
9:30 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
رحیمی[1545]
سلام یاران و گرامیان از سال 86 که شروع به وبلاگنویسی کرده ام تاکنون که به سال 98 رسیده ایم نگاه های گرم شما مشوق انگشتان من برای مکاتبه با شما بوده لطفا نظات و راهنمائی های خود را از بنده دریغ نفرمائید

خبر مایه
پیوند دوستان
 
عاشق آسمونی ((( لــبــخــنــد قـــلـــم ((( خندون برادرم ... جایت همیشه سبز ... یک خط کوتاه چهارمحل سرزمین مِه وخورشید (خورشید گام سبز) آقاشیر نسیم قدسیان منطقه آزاد اصل 110، اصل ولایت فقیه (ولایت نیوز) رازهای موفقیت زندگی کیمیا صاعقه اصولی رایانه هادی ღ♥ღ من و تو ღ♥ღ صل الله علی الباکین علی الحسین بر و بچه های ارزشی مهدویت هواداران فرزاد جمشیدی مذهب عشق جک چه زود دیر میشه جهاد ولایت صبح دیگری در راه است .... دکتر علی حاجی ستوده کشکول حاج آقا مسئلةٌ خادمین کهف الشهداء جهان نامرئی جن یکی بود هنوزهم هست شرکت نمین فیلتر نادارلی اولکه سی آخرین منجی شخصی دختری به سوی آسمان من هیچم حدائق ذات بهجة فانوس دنیای واقعی صفحات انتظار در فراق گل نرگس حسن تنهاترین سردار دنیاست واژه های نارنجی دفترچه اشعار کافشین بهتان « بـــهـتـــان » هفت چرا شیعه هستم؟ وعده صادق ( مسائل مهدویت و ظهور ) مشرق نیوز بی باک نیوز و خدائی که در این نزدیکی است پایگاه فرهنگی سپاه عاشورا سوپر انحرافی onlinestor

 

یکی از رفقا یعنی حاج مجید که کلی چیکشیم  از 600 کیلومتر اونورتر SMS زده بودند که دلشون برای جناب ما  تنگ شده و می خواهند اقلا تصویرا جمال ما را زیارت کنند « باوا ما خیلی آدم مهمی بودیم و خودمون خبر نداشتیم ها 

 

ادامه مطلب را کلیک فرمائید

این سربرگ اولیه وبلاگمون بود 

 

 

  اینجا با برادر کوچیکه بودیم یادمون بخیر  

 

 اینهم مال اول راهنمائی و اینها 

 

 

 

اینم که سربرگ فعلیه 


  

 

 یه کم زیادی شعر گفتم لازم نبود این همه شعر بگم به قول عوام الناس با فهم کمالات جائی که حافظ هست بودن و نبودن ماها تقریبا یکیه البته حافظ هم همه جوری هست ، تبرکا دو بیت شعر از خواجه شیراز برای روزگار مصیبت بار امروز بشر می آرم

 

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان این راه بی نهایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

 

 

الهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر


  

 

ادعای اصل اصلاحات و یک دنیا دروغ

یک جهان تزویر و زور و ذلت و افسار و یوغ

 

دم زدند از خط روح الله و شیطان زیستند

دم زدند از آدمیت مثل حیوان زیستند

 

ادعا کردند قانون شهر را بر هم زدند

تا توانستند و می شد رنگ بر عالم زدند

 

دم زدند از خلق و با صدامیان همسو شدند

دشمنان بعث و خلق و مردم حق گو شدند

 

کار اینها تا قیامت تا نهایت ادعاست

با خیانت با جنایت تا به غایت ادعاست 

 

 ای نوه او یک هزارم این منیتها نداشت

این منم ها این خودم ها پست نیت ها نداشت

 

ضاهرا با صد ریا گفتند گاهی یا حسین

خط شکن بودند از اول در عداوت با حسین

 

لاجرم اینها بدانند از صلای انقلاب

چوب لای چرخ نهضت بشکند گردد خراب

 

راه ما راه ولایت با شهادت با خدا

می رسد عصر ظهور منجی پروانه ها

 


  

 

 

در باره خودم

یک معرفی بچگانه

 

 

من کاف شین یا کریم شاهزاده رحیمی تیمورلویی هستم اما شما به دلایلی می تونید منو (وحید رحیمی ) صدا بزنید

یکی این که اولش اسمم وحید بود بعدها به خاطر خواسته پدر پدرم شد کریم به همین سادگی

شاهزاده اش هم بهم نمی آد نه ارث سلطنت دارم نه شجره نامه سیادت

 

 

متولد 13/5/1359 یا همون 23/7/1400 ء تیمورلو از روستاهای آذرشهر و تا همین امروز ساکن تیمورلو بودم

 

لیسانس ادبیات هستم بعضا شعر معر هم میگم که البته این یکی تا این اواخر آلت تمسخر بعضی ها بود وزنم حدود 60کیلوه قدمو هم نمیدونم ولی نسبتا قدبلندم

 

 اسم پدرم علیرضاست یه مرد 50ساله سیبیلوه که به قول خودش از بس برای خریدن موتور این ور و اون ور گشته خیلی جاهای مملکتو مثل کف دست میشناسه پدرم بیشتر از سوم راهنمایی درس نخونده البته در قیاس با هم سن و سالاش تو روستا همچین کم هم نیست (البته اگه پسر عموشو که فوق تخصص و جراح ریه است در نظر نگیریم)

 

مادرم هم بانوی بزرگواری که تقریبا همه زحمت تربیت من و برادر و خواهرام گردن اون بوده حالا که فکر میکنم متعجب میمونم که بچه ای مثل منو چطور تحمل کرده اگر چه یه کمی پیر شده ولی روز به روز زحمتی که باید بکشه بیشتر شده از یک طرف مادر بزرگم تا یه حدی از کار افتاده شده و از طرفی دو سه ساله که خودش مادربزرگ شده و از خواهرم دو تا نوه داره و کلی از زحمت این نوه ها هم گردن اونه

 

کار پدرم خرید تعمیر و فروش موتورآلات کشاورزیه ، البته تا 10سال پیش تعمیرش بیشتر بود البته من هم از بچگی یه کمی کنارش بودم البته اگه بگه فقط تماشا کردی تا یه حدی حق داره

 

ما تا حالا سه راه آذرشهر کمربندی آذرشهر مسیر گوگان به آذرشهر و میاندوآب مغازه داشتیم

 

البته یه دو تا پارانتز هم برای دو تا عبارت آذرشهر و گوگان باز کنم

 

 

 

الف - گوگان : مرکز بخش گوگان که تیمورلو جزء خاک گوگانه گوگان هم شهر مردمی خونگرم ، پاک ، مهماندوست و خداجو بوده گوگان هم مثل آذرشهر جزو سرسبزترین شهرهای آذربایجان شرقیه که البته این نه به خاطر باران های موسمی بلکه به خاطر عنایت دیگه ای از پروردگار به مردم گوگانه که عبارته از سخت کوشی این مردم خلاصه مردم بزرگواری هستند

 

 

 

ب - آذرشهر : ناحیه ای که ما توش میشینیم اسمش آذرشهره به مرکزیت شهر آذرشهر که یه شهر متدین و با مردمی مهربان و زحمتکشه که دو تا از مناسبت های همه تقویم های کشورمون مال آذرشهر یکی مناسبت شهید غفاری که فرزند برومند آذرشهر بوده و یکی دیگه مناسبت شهید مدنی که اونم مربوط به همین شهر کوچیک میشه البته راجع به آذرشهر به خاطر متدین بودن اهالی یک سری اراجیف تو زبون یه عده آدم مغرض و بدکیش هست که مثلا اینها آدم کشند (یعنی افسرهای شاهو کشتند ) که البته اگه همه افسرهای جنایتکار ،خونریز و کثیف محمدرضا پهلوی ملعونو کشته باشند فقط یک مدال افتخار کوچیک به سینه زجر کشیده مردم مهرورز و نازک دل آذرشهر اضافه خواهد شد

 

 

 

روستای ما از همون زمان جنگ حدود 7000 نفر جمعیت داشته که با وجود مهاجرت چشمگیری که از اینجا شده تکون نخورده

 


 

 

اگر چه زندگی همه ما پر از خاطرات ریز و درشت گفتنی و نگفتنی خوب و بده که معمولا نمیشه جالبترین خاطره رو توی اونها انتخاب کرد ولی من میخوام یکی از خاطراتم رو که الان تو ذهنم جزو جالبترین هاست بهتون بگم

 

 

 

سال سوم راهنمایی بودیم تو مدرسه و کلاسی که مثلا یکی از سربه زیرترینهاشون که من بودم با وجود همه کتک کاری ها سخت گیری های وحشتناک و کابوس مانند ، پنجه بوکس ازم گرفتند البته خوشم می اومد که این طوری شناخته بشم چاقو و سیگار اینقدر معمولی بود که مثلا معلم ... مون آقای ... به یکی از شاگردا پول میداد که برو برای من و خودت سیگار بگیر بچه ها توی محفظه نیمکت آتیش روشن میکردند و...

 

حالا یه روز بنده از بس از وضع مدرسه ناراحت شدم که خواستم برای بیشتر کردن سختگیری ها هم که شده یه قدمی بردارم فکر جالبی به سرم زد یه تیکه کاغذ از کتابم جدا کردم روش نوشتم : اصول دین چهار تاست ورزش بیکاری چاقو کشی سیگار کشی

 

و اینو انداختم تو صندوق پیشنهادات تا تو دفتر ببینن و اشد مجازاتو برای عاملین احتمالی این کاغذ در نظر بگیرن تا مدرسه از این وضع الواطی در بیاد

 

البته همین طور هم شد و مثل چاه نکن بهر کسی اول خودت بعدا کسی رو اومد و بنده سر جلسه امتهان دستگیر و برای اعمال مجازات اولیه تحویل مقامات دفتری و کشوری شدم

 

قضیه از این قرار بود که یکی از کادر کاراگاهی اداره که گویا مدیر جناب کاراگاه بخشعلی پور بودند پس از تطبیق دادن کاغذ مرسوله که از لغتنامه کتاب زبان سوم جدا شده بود و صفحه اش هم گویا روش بود با کتاب زبان بچه ها به کتاب بنده رسیده بودند

 

جاتون خالی معلمها اون روز شیفتی کتکم زدند به نحوی که یه معلم یا ناظم یا مدیرکه یه دست کتک مفصل «سیلی و لگد» بهم میزد و خسته می شد جاشو به یکی دیگه می داد

 

آخر سر کریم آقای کتک نخورده همچی دندش نرم شده بود که ممکن بود هر چیزی رو جای یه چیز دیگه تلفظ کنه با لقب شامخ سر آشغال از مدرسه بدرقه شد

 

البته بنده در حدی عقده به جونم چسبیده بود که تا مدتها اصول دین که سهله ..... بی خیال

 

و بنده از این خاطره عبرت انگیز درسهای متعددی گرفتم تا یادم باشه که :

 

1.      اولا : هیچ بنی بشر با کتک آدم نمی شود بلکه با هر ضربه ممکن است فاصله او با خوشبختی بیشتر بشود

 

2.      ثانیا : یادم باشد که اینقدر خودبین و ... نباشم که فکر کنم همیشه این بچه های شلوغ هستند که باید کتک بخورند چه بسا من سر به زیر خیلی شایسته تر باشم


  

 

 

بی تو افتادست عالم دست آدم خوارها 

می خورند اینجا و آنجا مغز مردم مارها  

 

شهر مرد عنکبوتی برجهای زیر آب 

مردمان حبس گشته در پس دیوار ها 

 

انگلان مفت خور ،شهر به یغما رفته ،ترس 

می فروشند آدمیت را سر بازارها 

 

کاوه ای کو همتی کو خیل یارانت کجاست 

 آری از ما ها نبینی جز همین سربارها 

  

 

 


  
  
   1   2   3   4   5   >>   >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ شبستان بخیر بادا شبِ بی شما مبادا
+ در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود ،، از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت ،، از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود ،، زنهار از این بیابان این راه بی نهایت ،،، @};- سلام بر همگی صبح پائیزی بخیر
+ ?\(?o?)/? از چه می‌ترسید؟! ?\(°o°)/? ریزش آوار یا از آن تصویر نابینای بر دیوار ???o?;?? وحشت ما از سقوط کهکشانها نیست ،، از هبوط عشق ?(??_??)? در غروب بی‌سرانجام خیابان‌هاست ،، شعر از من نیست مربوط به حدود سال 85 هست دغدغه‌های اون موقع الان واسه همه مردم دنیا خنده داره ?¯\_??ل???_/¯? ?¯\_(?)_/¯?
+ سلام بر شما خوبان پارسی بلاگی ؛ آیتولاح هاشمی بهرمانی در صفحه 236 جلد دوم کتاب خاطراتش اعتراف می کند که تاسوعا را در سد لتیان اسکی روی آب میکرده آیا با ساختن پلاکارد استخر فرح میشود حقایق را به حاشیه برد و این ننگ ها را شست و کسی را که از قربانگاه هفت تیر و هشت شهریور با امداد غیبی بیرون زده را تبرئه کرد؟!


+ سلام بر همگی روزتون بخیر
+ سلام دوستان بالاخره از شر تلگرام و اینستاگرام راحت شدیم ولی یه حرفایی ته دلمونه نمی دونیم به کی بگیم ؟!


+ جدیدترین تعریف آزادی: آزادی عبارت است توانایی نامحدود برای ترک یا انجام هر عمل غیر معارض با منافع خود و دیگران که انسانی که در بند جهل و هوس نیست در عالمانه ترین حالت یک انسان علاقه مند است به آن دست بزند / وحید رحیمی (کافر به طاغوت)


+ از یمن تا روهینگیا خون دل می خورد زمین ....


+ سلام بر پارسی بلاگیان عزیز


+ بدون شرح