سلام یاران و گرامیان از سال 86 که شروع به وبلاگنویسی کرده ام تاکنون که به سال 1400 رسیده ایم نگاه های گرم شما مشوق انگشتان من برای مکاتبه با شما بوده لطفا نظات و راهنمائی های خود را از بنده دریغ نفرمائید
درجریان مسابقه جام جهانی 98 وقتی مردم همه نذر کردند که تیم ملی به جام جهانی برود و وقتیکه تیم ملی به جام جهانی رفت خیلی ها گریه کردند .خیلی ها نذر کردند.خیلی ها متوسل شدند.خیلی تو خیابان از شعف نمی دونستند چه کنند.خیلی ها از شعف و شادیو خوشحالی و دلتنگی کارشون به بیمارستان کشید 8-Xو ....... تا اینکه یکی از عرفا خوابی را دید و خدمت ایه الله العظمی بهجه((روحی له الفدا) تعریف کردند که در عالم رویا خدمت امام زمان رسیدم و امام زمان(ارواحناه فداه) فرمودند :که اگر این همه چشم که منتظر گل زدن تیم ملی بود و این همه دل که برای رفتن تیم ملی به جام جهانی از ته وجود دعا میکردندو اینهمه نذری که برای تیم ملی کردند
خدایم فرمود مهدی جان اگر اینهمه چشمی که منتظر گل زدن بودند.و این همه دلی که برای انها دعا می کردند و اینهمه نذری که برای تیم ملی کردند برای تو می کردند به جلالم سوگندامر فرجت را مهیا میکردم وتو را می فرستادم.
مهدی جان خود ببین ببین این امت تو را از ته دل نمی خواهند و لقلقه زبان است.و فقط برای حل مشکلهایشان تو را می خوانند.
اگه دلت شکست از ته دل بگو یا صاحب الزمان ادرکنی ولا تهلکنی
مربوط به استاد علیرضا پناهیان
آخرین سروده کافشین:
و این هم مشتی از خروار
ز عمق دردهای یار
کجایی ای (نفس تنگ آمده بیمار)؟
کجایی ای ز پا افتاده تب دار؟
بیا، آقا همین اطراف امشب خون جگر می رفت در بازار
بیا ، آقا همین ده متری اول برای پیرمردی درد دل می کرد
بیا، آقا از احساس عجیبی که تو داری وقت بازی دیدنت شد خون جگر صد بار
نیا آقا بیا آقا نمی دانم چرا آقا من اینسان دورم از تو دور ای دلدار
+
دوران پارسی یار بگذشت و پیر گشتیم ، در دست گوشی خود خیلی اسیر گشتیم ، ارادتمند همه پارسی یاری های قدیم کاف شین @};- :'( پیج اینستا @KARIM_SHAHZADEH شماره ایتا 09149107001
+
سلام بر همگی @};- نقشه شد تا بکشند و به خیابان بکشند مهر را در دل پائیزی آبان بکشند ،،، سر افتادن مشکوک درختی بر خاک کار جنگل به تباهی بیابان بکشند
+
سلام بر همه دوستان پارسی بلاگی این یک و نیم بیت رو تقدیم شما خوبان می کنم : نان مردم آن که میگیرد گروگان یک طرف ،، آن که جان را می دهد از بهر آنان یک طرف ،، مرد میدان یک طرف نامرد میدان یک طرف
+
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود ،، از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت ،، از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود ،، زنهار از این بیابان این راه بی نهایت ،،، @};- سلام بر همگی صبح پائیزی بخیر
+
?\(?o?)/? از چه میترسید؟! ?\(°o°)/? ریزش آوار یا از آن تصویر نابینای بر دیوار ???o?;?? وحشت ما از سقوط کهکشانها نیست ،، از هبوط عشق ?(??_??)? در غروب بیسرانجام خیابانهاست ،، شعر از من نیست مربوط به حدود سال 85 هست دغدغههای اون موقع الان واسه همه مردم دنیا خنده داره ?¯\_??ل???_/¯? ?¯\_(?)_/¯?
+
سلام بر شما خوبان پارسی بلاگی ؛ آیتولاح هاشمی بهرمانی در صفحه 236 جلد دوم کتاب خاطراتش اعتراف می کند که تاسوعا را در سد لتیان اسکی روی آب میکرده آیا با ساختن پلاکارد استخر فرح میشود حقایق را به حاشیه برد و این ننگ ها را شست و کسی را که از قربانگاه هفت تیر و هشت شهریور با امداد غیبی بیرون زده را تبرئه کرد؟!
+
سلام دوستان بالاخره از شر تلگرام و اینستاگرام راحت شدیم ولی یه حرفایی ته دلمونه نمی دونیم به کی بگیم ؟!
+
جدیدترین تعریف آزادی: آزادی عبارت است توانایی نامحدود برای ترک یا انجام هر عمل غیر معارض با منافع خود و دیگران که انسانی که در بند جهل و هوس نیست در عالمانه ترین حالت یک انسان علاقه مند است به آن دست بزند / وحید رحیمی (کافر به طاغوت)